|
جهانگرمایی ؛ فرصتی برای جهانگرایی! |
|
محمد درویش
|
|
10 آذر 1387 ساعت 13:14 |
درست است که شاید تاکنون هیچ خطری نتوانسته همچون جهانگرمایی (Global Warming) حیات را در تمامی جلوههای آن، تهدید و تحدید کند؛ درست است که شاید هیچ فرآیند دیگری وجود نداشته که اینگونه شتابان و گسترده بتواند، تنوع زیستی سراسر کرهی خاک را به چالش کشد؛ و درست است که این فقط جهانگرمایی و تغییر اقلیم بوده که توانسته جایگزین همهی کابوسهای همهی مردمان همهی قارههای جهان - فارغ از صفبندیها و مرزهای مرسوم اقتصادی و سیاسی – شود؛ کابوسی که برای نخستین بار، درخشندگی و امید را از آیندهی حیات در پیشگاه دانایان زمین و آیندهپژوهان فرزانه ستانده است . امّا و امّا … به رغم همهی این تهدیدها و خطرها – که تاکنون و به شهادت دستنوشتههای مجازی موجود در همین تارنما – بارها به آنها اشاره شده است – جهانگرمایی میتواند فرصتی استثنایی برای شهروندان ساکن در دهکدهی جهانی فراهم آورد تا برای نخستین بار و به دور از هر بهانهی نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، قومی، مذهبی، زبانی، نژادی و … در یک سوی خاکریز قرار گرفته و در «کارزاری مقدس بر علیه نابودی حیات» متحد شوند و دست مودت و همکاری به هم دهند. این کدام سیاستمدار راستین و وطن دوستی است که اعلام دارد از برنامهها و سیاستهای مهارکنندهی گرمایش زمین ناخشنود بوده و منافع درازمدت ملی کشور متبوعش مورد خدشه قرار گرفته است؟
کمک به بازگشت تعادل دمایی و تقلیل اثرات تغییر اقلیم – چه آن را متأثر از مؤلفههای انسانی بدانیم و چه مانند ناصر کرمی عزیز، در انسانی بودن منشأ آن شک داشته و متأثر از فعل و انفعالاتی نیواری و زمینشناختی بپنداریم – بیگمان میتواند بر کیفیت و ماندگاری حیات در افقهایی دورتر مؤثر باشد و نسل امروز را در پیشگاه آیندگان، بیش از این شرمسار نکرده و واجد صفت «خیانت در امانت» معرفی نکند.
بازگشت جستارهای مربوط به جهانگرمایی در دیالوگ رهبران کنونی و آیندهی ایالات متحده آمریکا، استرالیا، فرانسه و دیگر کشورهای کوچک و بزرگ جهان به همراه تأکید کمنظیر و پیشبرندهی بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، گواه آن است که تا چه اندازه خطر دستکم گرفتن عقوبتهای جهانگرمایی میتواند مخاطرهآمیز و غیرقابل جبران باشد. دریافتی که در یادداشتهای آینده بیشتر به آن خواهم پرداخت. محمد درویش http://biaban.darvish.info
|