| آقازاده ها و مصرف گرایی دو چالش عمده محیط زیست ایران |
| الهه موسوی | ||||||||||||||||||
|
به نظر می رسد یکی از چالش های جدی محیط زیست ایران طی دهه های اخیر که منابع و میراث طبیعی کشور را بیش از هر زمان دیگری مورد هجوم قرار داده عامل یا قشری است که می توان از آن با عنوان " آقا زاده ها " یاد کرد . این قشر ، با سو استفاده از جایگاه خود توانسته قدرت اقتصادی فراوانی نیز کسب کرد ه و به یک " طبقه" موثر در تصمیم گیری های سیاسی کلان کشور تبدیل شود . ![]() طبق آمارهای رسمی ، میزان تخریب پوشش گیاهی و جنگلی ایران طی 3 دهه گذشته به شدت نگران کننده است حتی طبق آمارهای رسمی ، میزان تخریب پوشش گیاهی و جنگلی ایران طی 3 دهه گذشته به شدت نگران کننده است و این، در کشوری که روستاییش حتی با یک تبر، اجازه شکستن و حمل چوب را به عنوان سوخت مصرفی خود ندارد کمی پرسش برانگیز است . حقیقتا چه کسانی جرات و جسارت بریدن، حمل و صادر کردن بهترین درختان چند هزار ساله جنگل های هیرکانی بازمانده از دوران سوم زمین شناسی در ایران را دارند؟ آیا این، از روستایی بیچاره ای که برای جلوگیری از سرمای شدید مناطق جنگلی و کوهستانی با تبر کوچکش ناگزیر به قطع چند شاخه می شود بر می آید ؟ یا نیاز به تشکیلاتی با مهارت و تجهیزات مدرن روز و نیز نفوذ بالای سیاسی دارد ؟
اگر می شود رییس منابع طبیعی ماسال گیلان – یک شهر در قلمرو جمهوری اسلامی - را ربود و سپس گردن برید و بعد هم به راحتی حکم قاضی را به چالش کشید و به ریش همگان خندید؛ اگر می شود برای بستن پرونده زمین های" آشوراده" و دهن معترضان باهوش و سرسختی مثل "شاکومحلی" آنها را در آتش انداخت و به چشمان تیزبینشان شلیک کرد؛ اگر می شود آزادراهی به وسعت منطقه البرز مرکزی از قلب یک منطقه حفاظت شده کشید تنها به این منظور که از دولت زمین گرفت و هتل و ویلایی ساخت و پولی به جیب زد؛ اگر می توان در بین یک پارک ملی ثبت شده ، جاده ترانزیت کشید و یک تفاهم نامه و چند مصوبه را زیر خروارها آسفالت اضافه و عریض تر از سقف قانونی مدفون کرد ؛ اگر می توان سدهایی ساخت که صدها هکتار جنگل باستانی و ارزشمند را به زیر آب کشیده و به همراه آن میلیاردها تومان سرمایه را هم ! و در نهایت هم با داشتن رتبه سوم سدسازی جهان "بی آب" و " بی برق" بود و اگر می توان از وسط یک دریاچه حیات بخش مثل اورمیه که تامین کننده آب کشاورزی و هوای معتدل و خنک منطقه و ضامن حفظ دیگر موجودات آن خطه است یک اتوبان رد کرد و در بالادست آن یک سد ساخت که قدرت تخریبش از تمام پیش بینی های علمی، پیشی بگیرد و به جای 20 سال دیگر ، همین امسال دریاچه راخشک کند از قدرت و نفوذ همین آقازاده هاست. به راستی چگونه می شود ازقانون ، سرپیچی کرد ؛ ارزیابی زیست محیطی را به سخره گرفت ؛ برنامه "آمایش سرزمین " را به دلخواه پیاده کرد ؛ حکم پیگیری دادستان کل برای تخریب جنگل ابر را نقض کرد و احداث جاده را به بهای تخریب ده ها هکتار جنگل پر ارزش تصویب کرد و از میان تالاب بین المللی چند صد ساله انزلی یک کنارگذر ، نه، بلکه میانگذر عبور داد و به گزارش سازمان بازرسی کل کشور که طرح را یک " آبروریزی استراتژیک " نامیده تنها برای رضایت یک نماینده مجلس و چند ویلا ساز و هتل ساز دهن کجی کرد ، آیا چنین توانایی از همین قدرت ناشی نمی شود ؟! حداقل ما روزنامه نگاران به خوبی از سخت گیری های حقوقی کوچک ترین نقد به مدیران و دوایر دولتی و سازمان ها آگاهیم و چه بسیار از همکارانمان در حوزه های اندیشه و سیاست و کلام و حتی میراث فرهنگی و محیط زیست ، به بهانه " نقض قوانین" و "نشر اکاذیب" و یا " اهانت به مدیران نظام" و "هجمه به دولت"، مورد انواع بی مهری و تعقیب قضایی قرار گرفته اند و حتی زندان رفته اند . حال چگونه است که در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی ، قاتلان مدیران بیگناه و متعهد جمهوری اسلامی مجازات نمی شوند و احکام قوه قضایی به اجرا در نمی آیند؟؟ !!! یا این امر، امنیت ملی را به خطر نمی اندازد و جز دارندگان لابی های سیاسی کسان دیگری از این امکان زیر پا گذاردن قانون برخوردارند؟ ![]() آیا هنوز زمان آن نرسیده که زندگی و قوانین آنرا جدی بگیریم؟ از سوی دیگر نهادینه شدن فرهنگ "مصرف" و "مصرف زدگی" شهروندان بدون توجه به این نکته که چه عوارض و پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت یکی دیگر از این چالش هاست . دامن زدن به الگوی مصرف بیش از حد نیاز و تنوع طلبی و احساس نیاز به داشتن هر چه که تولید می شود بدون توجه به این نکته که از منابع طبیعی به عنوان مواد اولیه تولید استفاده می شود بسیار زیانبار است . ضمن اینکه مصرف به معنای تولید زباله و ضایعات بیشتر نیز هست. کارخانه ها با تولید بیشتر ، گازهای آلاینده بیشتری به جو زمین وارد می کنند و همچنین فاضلاب های آلوده تری را در حجم وسیع تر به طبیعت تحمیل می کنند ؛ هرچند حاکم شدن الگوهای غلط مصرفی مختص ایران نبوده و همه کشورها بویژه کشورهای جنوب با آن درگیر هستند . آیا هنوز زمان آن نرسیده که زندگی و قوانین آنرا جدی بگیریم و با "هر که و هر چه " که سلامت ما و آیندگان ، زمین و ساکنان آنرا به خطر می اندازد برخورد کنیم؟؟! الهه موسوی؛ وبلاگ پیدا و پنهان زمین http://peydapenhan1.blogfa.com
|
||||||||||||||||||